تبلیغات

پیچک

Evening Star - یاد بگیریم ساده زندگی کنیم!
Evening Star
درباره

بــِسْم ِاللْـہِ
الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ
وَإِטּ یَڪُادُ الَّذِیـטּَ
ڪَفَـرُو الَیُـزْلِقُـونَڪَ
بِـأَبْصَـارِ هِـمْ لَمَّـا
سَمِعُـوا الـذِّڪْرَ
وَیَقُولُوטּَ إِنَّـہُ لَمَجْنُـوטּُُ
وَمَـا هُـوَ إِلَّـا
ذِڪْرٌ لِّلْعَـالَمِیـטּْ
..................................
من از اهالی پاییزم
از اهالی درختانی که بی برگ می سرایند
من از اهالی امید روییدنم
گوش کن
خش خش برگ را می گویم
می شنوی
دارد از رویش می خواند
...................................
راستی استفاده از مطالب این
وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

خدایا به من قدرتی ده
زمین گیر و خاکی نمانم
مرا پر کن از شوق رفتن
که خود را به دریا رسانم
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چرا مسلمونی؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


آرشیو مطالب
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
ذکر روزهای هفته ساعت فلش مذهبی


فال حافظ

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
تاریخ : دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 09:58 ق.ظ توسط : نیکی
رییس جمهور پرسید:(( پس شما با چی می خواهید بخورید؟ )) بچه ها تعارف کردند و گفتند :((شما بفرمایید !))
آقای رجایی خودمانی گفت: ((هر طور که شما بخورید من هم همانطور می خورم!))
شهید محمد علی رجایی رییس جمهور ساده زیست سال 1360که عمر دولت او به یک ماه هم نرسید و در هشتم شهریور ماه سال 1360به همراه یار قدیمیش شهید باهنر در انفجار دفتر ریاست جمهوری به دست منافقین کوردل به شهادت رسیدند.
شهید رجائی در این دوران کوتاه بازدیدی از مناطق جنگی داشت که شرح خاطرات این بازدیدها درکتاب ((ققنوس فاتح))آمده است.




نزدیک ظهر رییس جمهور وارد یکی از سنگر ها شد.بچه ها با اشتیاق هندوانه ای تهییه کردند.اما هر چه می گشتند تا برای بریدن هندوانه وسیله ای پیدا کنند موفق نمی شدند.
بالاخره پس از جست و جوی فراوان یک چاقو و چنگال پیدا شد.شهید رجائی پرسید:((پس شما با چی می خواهید بخورید؟)) بچه ها تعارف کردند و گفتند: ((شما بفرمایید!)) آقای رجایی خودمانی گفت:((هرطور که شما بخورید من هم همانطور می خورم!)) بعد هم دو زانو بر زمین نشست و مثل بقیه بچه ها چنگال را کنار گذاشت و با گفتن بسم الله از بقیه هم خواست که با او شروع کنند و با او مشغول خوردن شوند.
بچه ها از اینکه می دیدند رییس جمهور کشورشان آن طور خاکی و خودمانی با آن لباس ساده روی زمین نشسته و با آنها هم سفره شده بسیار خوشحال بودند.






موضوع : جاودانه های تاریخ ,  داستان , 


  • کد نمایش افراد آنلاین
  • پیغام ورود و خروج

    پیچک