تبلیغات

پیچک

Evening Star - دستمال کاغذی
Evening Star
درباره

بــِسْم ِاللْـہِ
الـرَّحْمـטּِ الرَّحیـمْ
وَإِטּ یَڪُادُ الَّذِیـטּَ
ڪَفَـرُو الَیُـزْلِقُـونَڪَ
بِـأَبْصَـارِ هِـمْ لَمَّـا
سَمِعُـوا الـذِّڪْرَ
وَیَقُولُوטּَ إِنَّـہُ لَمَجْنُـوטּُُ
وَمَـا هُـوَ إِلَّـا
ذِڪْرٌ لِّلْعَـالَمِیـטּْ
..................................
من از اهالی پاییزم
از اهالی درختانی که بی برگ می سرایند
من از اهالی امید روییدنم
گوش کن
خش خش برگ را می گویم
می شنوی
دارد از رویش می خواند
...................................
راستی استفاده از مطالب این
وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز می باشد.

خدایا به من قدرتی ده
زمین گیر و خاکی نمانم
مرا پر کن از شوق رفتن
که خود را به دریا رسانم
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
دانشنامه سوره های قرآن
سوره قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چرا مسلمونی؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو


آرشیو مطالب
تدبّر در قرآن
آیه قرآن
لوگوی دوستان

ابزار و قالب وبلاگ

کاربردی
ذکر روزهای هفته ساعت فلش مذهبی


فال حافظ

حدیث موضوعی پخش زنده حرم
تاریخ : جمعه 21 تیر 1392 ساعت 10:06 ق.ظ توسط : نیکی




دستمال کاغذی به اشک گفت :
قطره قطره ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می کنی ؟

عاشقم

با من ازدواج می کنی ؟
اشک گفت :
ازدواج اشک و دستمال کاغذی !
تو چقد ساده ای
خوش خیالی کاغذی !
توی ازدواج ما
تو مچاله می شوی
چرک می شوی وتکه ای زباله می شوی
پس برو بی خیال باش
عاشقی کجاست !
تو فقط دستمال باش !

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست
گریه کردو گریه کردو گریه کرد
در تن سفیدو نازشکش دوید
خون درد

آخرش

دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل دیگران نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال کاغذی ها فرق داشت
چون که درمیان قلب خود
دانه های اشک داشت



( عرفان نظر آهاری )


موضوع : شعر , 


  • کد نمایش افراد آنلاین
  • پیغام ورود و خروج

    پیچک